تبليغاتX

ولایت علی چشمه جوشان حقیقت قرآن

New Page 5

ولایت علی چشمه جوشان حقیقت قرآن
کورهای ظاهری را دست می گیریم اما کورهای باطن را به خدا می سپاریم
قبر عمر غصبی است
عمر به عبدالله فرزندش گفت برو به عائشه بگو اجازه می دهد مرا در کنار دو یارم(پیامبر و ابو بکر)

دفن کنند؟

عبد الله رفت عائشه گفت می خواستم مرا آنجا دفن کنند ولی این را به عمر میدهم.

عمر از شنیدن سخن عبدالله خوشحال شد.

سوال این است که:مگر عائشه صاحب خانه بود که اجازه داد؟

مگر خود ابو بکر و عمر روایت(به نظر شیعه دروغ) را به پیامبر سلام الله علیه نسبت ندادند که:

(نحن معاشر الانبیاء لا نورث) ما خاندان انبیاء ارث باقی نمی گذاریم؟

پس عائشه ارث نمی برد که مالک خانه شود.

بر فرض هم بگوئیم که ابو بکر در برابر استدلال فاطمه زهرا(استشهاد به آیات ارث بردن از پیامبران )

کوتاه آمد و پذیرفت که انبیاء ارث می برند و فدک را به حضرت داد،

حتی در این صورت عائشه ارثش از حجره رسول الله خیلی میشد ،یک وجب یا دو وجب.

زیرا پیامبر ۹ همسر داشت و به زن ها در مجموع یک هشتم می رسد که این یک هشتم باید

نه قسمت شود و فرزندان زهرا هم ارث می برند و هفت هشتم دیگر باید بین آنها تقسیم شود

و اگر یک حجره(اتاق) رسول الله را که ابو بکر و پیامبر در آن دفن شده بودند ،به این اقسام ،تقسیم

کنیم،سهم عائشه شاید یک یا دو وجب شود.

با این حساب چگونه عمر فقط از عائشه اجازه می گیرد و از فرزندان زهرا اجازه نمی گیرد و همچنین

از دیگر همسران پیامبر؟

پس محل قبر عمر غصبی است.

خلیفه رسول اللهی که قبرش غصبی است.انا لله و انا الیه را جعون

بحث مفصل به همراه آدرس منابع اهل سنت را در ج۶ الغدیر ص ۱۹۱ علامه بزرگوار مرحوم امینی

بررسی کنید

|+| ۞ ۞ ۞ نوشته شده توسط اسیر امیر در بیست و هشتم تیر 1385 ۞ ۞ ۞ |

از فضائل خلیفه ثانی:اجتهاد مخالف اسلام
عزیزان ایرانی و غیر ایرانی که عرب نیستند،خوب بخونند

عمر خلیفه پیامبر (به نظر سنی ها)گفت:ایرانی ها و دیگران که عرب نیستند ارث نمی برند

و فتوای مالک هم در (الموطا) همین است.

حالا به چه دلیلی عمومات ارث،تخصیص می خورد و این همه روایات،تخصیص می خورد،

این سوالی است که ما از اهل سنت داریم.

طبق نظر اهل تشیع علوی،عرب و غیر عرب در ارث با هم برابرند و این اسلام ناب است.

ایرانی های سنی،بهتر که شیعه شوند.

بحث مستوفی را در ج۶ الغدیر  ص ۱۸۷ علامه امینی رحمه الله پی بگیرید

|+| ۞ ۞ ۞ نوشته شده توسط اسیر امیر در بیست و هفتم تیر 1385 ۞ ۞ ۞ |