تبليغاتX

ولایت علی چشمه جوشان حقیقت قرآن

New Page 5

ولایت علی چشمه جوشان حقیقت قرآن
کورهای ظاهری را دست می گیریم اما کورهای باطن را به خدا می سپاریم
یا علی
یا علی جان ما می دانیم لیاقت خاندان شما را نداریم

اما این خانواده را دوست داریم.

|+| ۞ ۞ ۞ نوشته شده توسط اسیر امیر در بیست و نهم اردیبهشت 1385 ۞ ۞ ۞ |

علت سکوت امام امیر المومنین در سقیفه بنی ساعده
۱.اهالی مکه ،تازه مسلمان ها که از ترس حکومت مدینه آرام بودند،دوباره بت پرست می شدند

 یمن هم که تازه به اسلام ملحق شده بود،کاملا جدا می گردید

یهودیهائی هم که در اطراف مدینه و اطراف مدینه بودند و کینه های فراوانی از اسلام و مسلمین به دل

داشتند ،طغیان می کردند.

و خلاصه به فاصله کمی جنگ داخلی سر تاسر بلاد آن روز اسلام را می گرفت و چون هنوز اسلام

رونقی چندان نگرفته بود،از بین می رفت.

 ۲.جهت دیگریکه برای جنگ نکردن امیر المومنین علیه السلام از روایات استفاده می شود، آنست که

پیغمبر و امام از کشتن کافر یا منافق اگر در صُلبش مومنی باشد،صرف نظر می کنند،تا آن مومن از

نسلش ظاهر شود.

و در روایت این آیه را هم امام شاهد می آورد که "اگرجدا می شدند(مومنین از کفار) هر آینه کفار را

عذابی دردناک می کردیم" اشاره به اینکه اگر در صُلب او مومنی باشد مدتی او را نگه می دارند.

از صلب همین منافقین،مومنینی پیدا شدند که بعدها در رکاب خود امیر المومنین علیه السلام جنگها

کردند و فداکاریها نمودند.

۳.نکته سوم که برای علی علیه السلام است،حفظ نسل پیامبر است.یقین بدانید اگر آقا دست به

شمشیر می کرد،این منافقین علاوه بر اینکه اثری از اسلام نمی گذاشتند،نسل پیغمبر را هم از بین

 می بردند و جان زهرا علیها السلام و حسنین علیهما السلام در خطر بود.

اینها کسانی بودند با این که علی علیه السلام کوتاه آمد مع الوصف درب خانه اش را شکستند،بچه اش

(محسن) را در شکم مادرش زهراء علیها السلام سقط کردند،سیلی به صورت همسرش زدند،

بازویش را از ضرب تازیانه سیاه کردند،پهلویش را به ضرب لگد شکستند و به گردن خودش ریسمان

افکندند و کشان کشان به سوی مسجد بردند تا بیعت کند.

حالا اگر علی علیه السلام دست به شمشیر می کرد،آیا فاطمه و حسن و حسین را باقی

می گذاشتند؟!

۴.بیان چهارم آنکه تکلیف به جهاد برای پیغمبر و امام بسته به داشتن یاور و انصار است.

البته بنا نیست که به قوه اعجاز جهاد نمایند.

خب حالا علی علیه السلام که یاوری ندارد،رسول خدا صلی الله علیه و آله سیزده سال در مکه صبر کرد

و خون جگر خورد چون یاوری نداشت پس از آنکه در مدینه انصار کمکش کردند،جنگ کرد.

اگر اقلا عده مسلمین نصف کفار باشد جنگ باید کرد و گر نه جهاد واجب نیست.

شهید آیت الله دستغیب،کتاب زندگانی صدیقه کبری ص ۳۰۶

ابن قتیبه ،ابن ابی الحدید،مسلم،ترمذی،زمخشری،و...دیگر علمای اهل سنت این مطالب را آورده اند.

|+| ۞ ۞ ۞ نوشته شده توسط اسیر امیر در بیست و هشتم اردیبهشت 1385 ۞ ۞ ۞ |